فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
330
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
وصف شجاعت ايشان « 1 » بر پشتِ « 2 » سمند هر سوارى * چون شيرِ ژيان ظفر شكارى شيرى كه به گاهِ كارزارش * شد شيرِ فلك كمين شكارش چون پنجهء او ميان تهى كرد * پيشش نره شير روبهى كرد ولى آقا ايشك آقاسى با جگر « 3 » قوى و قلب قاسى لشكر را سر كرده ، در رودخانهء الگت كه تا قلعهء تفليس يك مرحله راه است به امير خليل پيوست . امير مشار اليه را دعاى اجْعَلْ لَنا « 4 » مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا « 5 » مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً [ 4 / 75 ] به اجابت قرين آمد . عساكر نصرت مآثر در روزى كه هوايش دمهاى از زمهرير و آبش نمونهاى از قوارير بود ، آهنگ جنگ كرده ، در ميان برف به عزم كارزار همچو جوانان به گشت « 6 » سمنزار خرامان روان شدند . قلعهء كوجير را كه از بلندى گويى آتش ديدهبانش از كرّهء نار و چراغ پاسبانش از شهب شياطين فجّار بود ( 173 - پ ) مركزوار « 7 » در دايرهء حصار كشيدند . نخست صدمهء توپ پيغام إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ [ 22 / 1 ] به گوش هوششان رسانيد ؛ از غازيان مؤيّد به تأييد وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً [ 17 / 6 ] غلغلهء : اللّه اكبر كبيرا ، به قدسيان اوّاب صداى دعاى : اللّهمّ اقتل كفرة اهل الكتاب ، بر « 8 » زمين رسيد . قلعه را به نصرت الهى « 9 » و تأييد پادشاهى فتح كرده و غنايم از اموال و برده به كف آورده ، سرهاى سران كافران به پايهء سرير اعلى فرستادند . شب بيست و هشتم صفر - سلخ على الاعداء بالشّر و الضّرّ و ختم علينا معاشر الاحبّاء بالخير و الظّفر - از معسكر همايون صداى اين بشارت به گوش گردون رسيد و صيت اين فتح مبين در اطراف زمين منتشر گشت ، و قد قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : « و لا يزال طائفة من امّتى منصورين ، لا يضرّهم من خذلهم حتى تقوم السّاعة » .
--> ( 1 ) . P : جاى عنوان را بياض گذارده است . ( 2 ) . F : پشت + هر . ( 3 ) . P : ولى آغا اشك آغاسى باجگرى . ( 4 ) . PF : لى ؛ با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد . ( 5 ) . PF : لى ؛ با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد . ( 6 ) . P : كشت + زار . ( 7 ) . F : دوار . ( 8 ) . P : به زمين . ( 9 ) . KP : الاهى .